به ساعت‌ها بگو بخوابند

  امروز که مشغول تنظیم کارها و برنامه‌هایم بودم متوجه شدم از وقتی به ساعت نگاه نمی‌کنم روزهایم با استرس و فشار کمتری می‌گذرد. نمی‌گویم بهره‌وری و کارایی فوق‌العاده‌ای دارم یا نگاه کردن به ساعت خیلی کار خاص و ویژه‌ای است. یک روزهایی از اینکه تا صبح بیدارم ناراحت و نگران بودم و مدام خودم […]

چرا شاعران شکست می‌خورند؟

پیش‌نوشت: شعر و شاعران مجموعه‌ای است از مقاله‌ها و نقدها و مصاحبه‌های محمد حقوقی از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۷٫ تکۀ زیر را از اولین مقالۀ کتاب با عنوان کی مرده کی بجاست انتخاب کردم که بی‌ربط به پست قبل هم نیست. «…و مگر زندگی جز تکرار چیست؟ شب به روز و روز به شب برمی‌گردد، […]

چرا نباید بعضی شعرها را منتشر کرد؟

یادم آید که مرا شراب نابی خواندی گفتمت حال چرا شراب نابم خوانی گفتا که وجود تو مرا مست و حیران کند همچون که نبودنت مرا نیست و ویران کند زهرا مؤمنی این روزها با خواندن شعرهای جدید، آن‌هایی که موزون هستند با قالب غزل که رواج بیشتری دارد بین شاعرهای جوان به این نمونه‌ها […]

آیا زبان ما فارسی است؟

+اسمشو بذاریم عقیل -نه عربی اصلاً، اصیل ایرانی +پس بذار گشتاسب -خودتو مسخره کن، قدیمی هم نه… تمام هم‌وغممان این است که زبان فارسی را پاس بداریم. کلمه‌های عربی و انگلیسی و فرانسه و ترکی و… هر چیز دیگری که وارد این زبان شیرین و دلچسب شده را دور بریزیم و اصلاً نابود کنیم که […]

کلمات را آزار ندهیم

  زنده‌گی برایم نامأنوس است از بس زندگی دیده‌ام. یا مگر می‌شود نوشت سنگ لاخ وقتی سنگلاخ باید باشد؟ حرف نیم‌فاصله و هکسره و بقیه را هم که نزن. حساسیت من به کلمه‌ها و علاقه‌ام به ویرایش را تقریباً تمام اطرافیانم می‌دانند از بس مثل معلم املا چشمم تیز است و شاخک‌هایم چرخان در هوا […]

کدام شاعران را دوست دارم؟

  نماید عکسش از چشمِ به خون آلوده مژگانم چو قرآنی که با سرخی رقم سازند اعرابش اثر شیرازی یک بیت خواندم از شاعری که اسم او را هم تابه‌حال نشنیده بودم. اثر شیرازی را سریع در گوگل سرچ کردم اما اطلاعات خوبی به دست نیاوردم. بااین‌حال این شعر تا چند روز در ذهن من […]

یک راه خوب برای عشق‌ورزی

ممکن است وقتی از هم خداحافظی می‌کنید و هرکدام راه خیابان را پیش می‌گیرید به سمتی که می‌خواهید، حرف‌هایی از پستوی ذهنتان بیرون بزند که مجال گفتنش را نیافته‌اید. یا وقتی تلفن را قطع می‌کنید و از شنیدن صدایش کیفورید ناگهان کلمه‌ها و جمله‌هایی که از آن مکالمۀ کوتاه یا بلند جامانده‌ حمله‌ور می‌شوند. در […]

۳ تفاوت ترانه با شعر

امروز که موقع پیاده‌روی به موسیقی‌های مختلف گوش می‌دادم این سؤال همیشگیِ تفاوت ترانه با شعر در ذهنم مرور شد. با شنیدن بیشتر آهنگ‌ها سعی کردم به آن‌ها دقت کنم تا به پاسخی روشن، حداقل برای خودم برسم. در ابتدا به نظر نمی‌رسد که شعر و ترانه تفاوت خاصی باهم داشته باشند. گاهی هم ترانه‌ها […]

من کز وطن سفر نَگُزیدم به عمر خویش

  سفر نمی‌روم. حالا که فکر می‌کنم می‌بینم تعداد سفرهایی که در این سال‌ها رفته‌ام به انگشتان دست نمی‌رسد و برای این کار هیچ دلیل و قصه‌ای ندارم. فقط هیچ‌وقت پیش نیامده دلم سفر بخواهد مگر اینکه دلتنگ دوستی باشم و او از من دور و من بخواهم جاده‌ای طی کنم برای دیدنش. بی‌اعتنا به […]

چرا خواندن نمایشنامه مهم است؟

برای رفتن به خانۀ آدم‌های کتاب‌خوان، یا حداقل آن‌ها که کتابخانه‌ای هرچند کوچک دارند اشتیاق بیشتری دارم. دیروز که مهمانِ برادرم بودم از میان کتاب‌ها «عروسی خون» اثر فردریکو گارسیا لورکا را برداشتم و شروع کردم به خواندن. دلیل اصلی و اولیۀ انتخاب این نمایشنامه این بود که به خاطر حجم کم آن در مدت‌زمان […]