نویسنده: زهرا شریفی

چرا نویسندگان به ویراستار نیاز دارند؟

زمانی که از کوه بالا می‌رویم تمام تمرکز ما روی این است که زودتر به قله برسیم اما در راه برگشت است که جزئیات مسیر را می‌بینیم. دقت می‌کنیم به سنگ‌ها و علف‌ها، به بالا و پایین‌ها و شکاف‌ها و سنگلاخ‌ها...

مردن با چخوف

حداقل کاری که می‌توانستم برای خودم انجام دهم این بود که دست به موبایل نزنم و دوره نگردم توی اینستاگرام به بهانۀ افسردگی چندساعته. بیرون باران هم می‌بارید. باران که می‌بارد آدم یک جور دیگر دلش می‌خواهد بنشیند و زل بزند به دیوار و حس هیچ کاری نکردن بیشتر از همه‌چیز است...

 سماجت تا کجا؟

امروز که به دنبال غزلی از طالب آملی تلگرام و گوگل و سایت‌های مختلف را برای پیدا کردن دیوانش می‌جستم به روحیۀ جستجوگری و پرسشگری آدم‌ها فکر می‌کردم که از کودکی تا بزرگ‌سالی چقدر کمرنگ می‌شود و رنگ می‌بازد...

استعاره‌های دردناک | وقتی استعاره وارد زندگی می‌شود

همان موقع که شاخه‌های درخت چنگ می‌انداختند تا او را که با سرعت به سمت زمین می‌رفت بگیرند، زخمی برایش به یادگار گذاشتند که از آرنجش شروع می‌شد و به انتهای ساق دستش می‌رسید. زخمی که مثل هلال ماه بود...