نویسنده: زهرا شریفی

می‌خواهید ویراستار شوید؟

همۀ ما در طول زندگی یا حداقل مقاطعی از آن را ویرایشگر بوده‌ایم. نویسنده‌ای که نوشته‌های خودش را بازنویسی می‌کند، سخنرانی که وسط جلسه برای پیدا کردن یک کلمۀ مناسب مکث می‌کند یا دانش‌آموزی که برگۀ امتحان خود را دوباره می‌خواند برای تصحیح یا حذف و اضافه همه در حال ویرایش کردن هستند...

راهی برای درمان متن‌های بیمار

من اساساً به این تعریف‌ها بهایی نمی‌دهم و در قیدوبند این نیستم که اسمی روی کاری که انجام می‌دهم بگذارم هرچند تمام مراحل ویرایش را لحاظ می‌کنم اما قدرت و ترجیح من این است که روی سلامت متن کار کنم...

چرا نویسندگان به ویراستار نیاز دارند؟

زمانی که از کوه بالا می‌رویم تمام تمرکز ما روی این است که زودتر به قله برسیم اما در راه برگشت است که جزئیات مسیر را می‌بینیم. دقت می‌کنیم به سنگ‌ها و علف‌ها، به بالا و پایین‌ها و شکاف‌ها و سنگلاخ‌ها...

مردن با چخوف

حداقل کاری که می‌توانستم برای خودم انجام دهم این بود که دست به موبایل نزنم و دوره نگردم توی اینستاگرام به بهانۀ افسردگی چندساعته. بیرون باران هم می‌بارید. باران که می‌بارد آدم یک جور دیگر دلش می‌خواهد بنشیند و زل بزند به دیوار و حس هیچ کاری نکردن بیشتر از همه‌چیز است...

 سماجت تا کجا؟

امروز که به دنبال غزلی از طالب آملی تلگرام و گوگل و سایت‌های مختلف را برای پیدا کردن دیوانش می‌جستم به روحیۀ جستجوگری و پرسشگری آدم‌ها فکر می‌کردم که از کودکی تا بزرگ‌سالی چقدر کمرنگ می‌شود و رنگ می‌بازد...