۳ چیزی که هر نویسنده‌ای باید از خودش بپرسد

مرتضای عزیز

سلام

 

آناکارنینا را بستم و زل زدم به تکه نباتی که توی چای آرام‌آرام حل می‌شد و هاله‌ای غلیظ دور آن را گرفته بود.

با خودم فکر کردم تولستوی وقتی می‌خواست شروع کند به نوشتن چنین شاهکاری با خودش چه فکری کرد؟ چه چیزی در سرش می‌گذشت؟ جرقه‌ای که او را برآن داشت که قلم را بردارد و هزار صفحه بنویسد از کجا زده شد؟

تو فکر می‌کنی حالا نه تولستوی، به‌طورکلی هرکسی که می‌خواهد بنویسد به‌قصد پول و ثروت و شهرت و اینکه «نویسنده» شود به سراغ کلمه‌ها رفته؟

پس چرا یکی مثل کافکا گفته بود که همۀ نوشته‌هایم را از بین ببرید تا بعد از مرگم چیزی از من باقی نماند؟

تمام روز درگیر این بودم که تو و منِ نویسنده قبل از نوشتن، باید چه چیزهایی از خودمان بپرسیم و چه چیزی را در خودمان پرورش بدهیم؟

چه سؤال‌هایی درست است و می‌تواند ما را در مسیر بهتری قرار بدهد؟

فکر می‌کنم اساسی‌ترین سؤالی که می‌توانیم از خودمان بپرسیم این است که: «چرا می‌نویسیم؟»

پی بردن به هدف و انگیزۀ نوشتن است که باعث می‌شود این کارِ سخت اما جذاب استمرار پیدا کند و بخش پررنگی از زندگی ما را بدون توجه آوازه جویی و تقاضای تشویق و نیاز به دیده شدن در بر بگیرد.

و الا کاهِ شهرت بدون گندم اعتبار با نسیمی به هوا می‌رود. (+)

هرچه برای پاسخ به این سؤال عمیق‌تر و دقیق‌تر باشیم نتیجه، خودْ محرک و مشوقی است برای اینکه با فراغ بال و آسایش خاطر بیشتری بنویسیم.

مگر نه این‌که همۀ آثار ماندگار و پایدار بنا بر خواسته‌ها و نیازهای درونی شکل گرفته‌اند؟

سؤال بعدی شاید این باشد که: «با نوشتن چه تأثیری روی دیگران می‌گذارم؟»

تو می‌دانی که نوشته‌ها اساساً یک‌طرفه نیستند؛ یعنی من نمی‌توانم چیزی را بنویسم و منتشر کنم و بگویم هر چه بادا باد. به‌هرحال هرکسی که کلمه‌ای از ما می‌خواند علاوه بر این‌که با بخشی از وجود و تفکر و زندگی‌مان آشنا می‌شود ممکن است ذره‌ای هم تأثیر بپذیرد.

خب ما می‌خواهیم این تأثیر چه و چگونه باشد؟

یک سؤال دیگر هم حین نوشتن همین نامه توی ذهنم شکل گرفت: «چه چیزی بنویسم که دیگری ننوشته باشد؟»

به نظر تو این سؤال مهمی است؟

خب ما هرکدام یکتاییم و تجربۀ زیستۀ منحصربه‌فردی داریم.

هرچقدر هم که همه موضوعات جهان تکراری و دستمالی‌شده باشند نگاه، اندیشه، تفکر و نوع برخورد ما با آن‌ها که دستخوش تکرار نمی‌شود.

پس می‌توانیم طوری بنویسیم که روح ما در تک‌تک کلمه‌ها جریان داشته باشد.

بزرگ‌ترین دارایی یک نویسنده تجربیات اوست.

چیزی که می‌تواند مایۀ هزاران صفحه نوشتن را فراهم کند.

من و توایم که باید صیاد خوبی باشیم و از هرلحظه چیزی برای نوشتن شکار کنیم.

هزارتا سؤال دیگر هم هست که باید از خودمان بپرسیم.

دوست دارم تو هم به من کمک کنی.

برایم بنویس.

 


شاید دوست داشته باشید این مطلب را هم بخوانید:

چرا باید بنویسیم؟

کانال تلگرام چگونه شاعر شویم؟

۲ نظر

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *