راز کاغذ سفید

هر وقت یک بوم خالی می‌بینی که به شکل احمقانه‌ای به تو خیره شده و نگاهت می‌کند، با قلم و رنگ بر گوشش بکوب تا از خواب برخیزد.
نمی‌دانی که نگاه خیرۀ بوم خالی به هنرمند، چقدر فلج‌کننده است.
انگار به تو می‌گوید: تو هیچ کاری نمی‌توانی بکنی!
این را ونگوگ در یکی از نامه‌هایش نوشته.
از صبح که خوانده‌ام سعی کردم این کلمات را تعمیم دهم به بقیه هنرها.
رسیدم به نویسندگی و نوشتن.
برای من که می‌نویسم. برای تو که می‌نویسی.
وقتی زل می‌زنی به کاغذ سفید چه می‌کنی؟
ترس برت می‌دارد و فرار می‌کنی؟
پیشانی‌ات عرق می‌کند و به نفس‌نفس می‌افتی؟
یا کلمه‌ها را برمی‌داری و می‌کوبی روی صفحه تا خواب را از سرش بپرانی؟
واقعیت شاید این باشد که نگاه خیرۀ کاغذ سفید دیوانه‌کننده است.
انگار به تو می‌گوید:
هیچ نمی‌دانی، هیچ نمی‌خوانی.


کانال تلگرام چگونه شاعر شویم؟

در اینستاگرام با هم شعر بخوانیم

۴ نظر

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *