چگونه استعاره‌های قدرتمند بنویسیم؟

استعاره دروغی است که به افراد کمک می‌کند تا بفهمند چه چیزی درست است.

-تری پراتچت

با توجه به این جمله می‌توانیم بگوییم یک استعارۀ خوب حقیقت را در قلب خودش دارد.

استعاره نه‌تنها مفهوم و مضمون نوشته را به‌طور غیرمستقیم گم نمی‌کند بلکه به فهم موضوعات پیچیده هم کمک می‌کند به‌این‌ترتیب نوشته کوتاه‌تر می‌شود چراکه نویسنده به توضیحات اضافه نیاز ندارد.

 

چرا باید از استعاره در نوشتن استفاده کنیم؟

۱- یک راه میانبر هستند

برای توضیح دادن چیزی به‌راحتی و انتقال سریع آن به مخاطب بهترین راه هستند. استفاده از استعاره نوشته را متمرکز می‌کند و بدون نیاز به توصیف زیاد تصویر روشنی را در ذهن مخاطب شکل می‌دهد.

مثلاً استعارۀ آشنای «عشق گل رز سرخ است» که نشان‌دهندۀ زیبایی و فریبایی عشق و یا گاهی عمر کوتاه و رو به زوال بودنش است.

نویسنده می‌تواند تمام این توصیفات را در همین یک جمله بگنجاند و برداشت و تصویرسازی را به خواننده واگذارد.

۲- غافلگیرکننده هستند

کلید همراه کردن مخاطب با نوشته شگفت‌زده کردن مدام اوست. با انتخاب کلمه و ترکیب مناسب این اتفاق راحت‌تر می‌افتد.

وقتی به کمک استعاره دو تا تصویر ظاهراً ناآشنا را به هم پیوند می‌زنیم به‌طوری‌که برای خواننده بلافاصله قابل پیش‌بینی نیست، لذت بی‌نظیری را تجربه می‌کند که برای کشف چیزهای جدید کلمه به کلمه پیش می‌رود.

۳- به عمیق شدن کمک می‌کنند

چیزی که خواندن را از دیدن متمایز می‌کند این است که مطالعه به خواننده اجازۀ تخیل می‌دهد. می‌تواند هر طور که دوست دارد صحنه را توی ذهنش بسازد و به آن رنگ و بوی دلخواهش را بدهد.

استعاره یکی از بهترین راه‌هایی است که می‌تواند با نزدیک شدن به احساس مخاطب تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد.

 

نکته‌هایی برای نوشتن استعاره

کلیشه ممنوع

وقتی می‌خواهیم استعاره‌ای بنویسیم بهتر است اولین ایده‌ای که به ذهنمان می‌رسد را رد کنیم. چراکه تداعی آشنایی است و همان‌طور که گفتیم لذت استعاره به غیرمنتظره بودن آن است.

استعاره‌هایی مثل قلب شکسته، موهای برفی، دندان‌های صدفی و…

توجه به مخاطب

می‌گوییم استعاره‌های جدید بسازیم اما باید بدانیم که آیا استعاره‌ای که می‌سازیم برای مخاطب ما تداعی‌های مرتبط ایجاد می‌کند؟

علاوه بر این می‌توانیم استعاره‌هایی با توجه به شخصیت موردنظر تعریف کنیم.

مثلاً اگر در مورد یک خیاط حرف می‌زنیم با وسایلی چون چرخ‌خیاطی و قرقره و سوزن استعاره بسازیم.

استعارۀ مخلوط

گاهی بدون اینکه بدانیم، با ترکیب استعاره‌ها، از دو تصویر غیر مرتبط برای توصیف یک موضوع استفاده می‌کنیم.

حتی اگر ترکیب درستی هم انتخاب کنیم بازهم موجب سردرگمی خواننده شده و باید وقت زیادی را صرف تحلیل آن‌ها بکند.

برای مثال:

تیم استقلال کشتی پرسپولیس را زیر پای خود گذاشت.

 

به‌طورکلی نوشتن استعاره خلاقیت را به چالش می‌کشد. برای ساختن استعاره‌های منحصربه‌فرد و زیبا مجبوریم تمام تجربه‌های خودمان را واکاوی کنیم و با دقت بیشتری همه‌چیز را ببینیم و بشنویم.

برای درک حس‌های مختلف زمان بگذاریم و به آن‌ها فکر کنیم.

شاید بهترین منبع برای یافتن استعاره‌های بکر و حلاجی آن‌ها شعر باشد.

شعرها پر از تصویر و استعاره هستند.

هر چه بیشتر بخوانیم استعاره‌های بهتری هم می‌سازیم.

 

بد نیست در پایان چند تا استعارۀ زیبا بخوانیم:

تهران پیرزن زشت و آبله‌رویی است که با هیچ سرخاب و سفیدابی نمی‌شود چاله‌چوله‌هایش را قشنگ کرد.

جزیرۀ سرگردانی-سیمین دانشور

 

مرگ بالای سر گل محمد پرپر می‌زد.

کلیدر-محمود دولت‌آبادی

 

زیر شمشیر غمش رقص‌کنان باید رفت

جان که شد کشتۀ او نیک سرانجام افتاد

حافظ

 

من دلم می‌خواهد

دستمالی خیس

روی پیشانی تب‌دار خیابان بکشم…

قیصر امین پور

 


شاید دوست داشته باشید این مطلب را هم بخوانید:

چگونه از قدرت استعاره استفاده کنیم؟

کانال تلگرام چگونه شاعر شویم؟

در اینستاگرام با هم شعر بخوانیم

۳ نظر

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *