تفکر استعاری و پیچیدگی اقتصادی

استعاره‌ها بنیان درک، فکر و عمل ما هستند.

-لیکاف

دو ماه دیگر باید از پایان‌نامه‌ای دفاع کنم که حول محور پیچیدگی اقتصادی می‌چرخد و من تا چند روز پیش بااینکه می‌دانستم این شاخص، که عمر زیادی هم ندارد، در پی توضیح چه مفهومی است اما از بازنمودن آن برای دیگری یا حتی برای خودم عاجز بودم.

تا اینکه در گشت‌وگذارهای اینترنتی به مقاله‌ای برخورد کردم از هیدالگو و هاسمن که با یک استعارۀ زیبا این موضوع را روشن کرده بودند. با تشبیه کشور به یک جعبۀ لگو. این‌قدر این استعاره به مذاقم شیرین و خوش آمد که تصمیم گرفتم من هم برای توضیح آن یک یا چند استعاره بسازم.

به‌این‌ترتیب چیزی که ذهن مرا درگیر کرده بود چنان سهل و آسان شد که به‌راحتی توانستم راجع به آن بنویسم.

یک‌زمانی فکر می‌کردم استعاره را در شعر می‌توان یافت و گاهی هم میان نثرهای شاعرانه، چه می‌دانستم تنها یک آرایۀ ادبی نیست.

وقتی یک استعاره می‌تواند مفهومی پیچیده را ساده و قابل‌فهم کند پس چرا هر مشکلی را به دست استعاره‌ها نسپاریم؟

چطور؟

یا یک مقایسۀ استعاری بین مشکلی پیچیده و مسئله‌ای قابل‌تشخیص؛ که اصلاً هدف استعاره هم همین است. ذهن ما همیشه به دنبال شباهت‌ها می‌گردد و وقتی از دل یک پدیدۀ دشوار و ناشناخته به موضوعی آشنا و قابل‌فهم می‌رسد درک و تحمل بیشتری نسبت به آن خواهد داشت.

علاوه بر این وقتی سعی می‌کنیم همه‌چیز را با نگاه کاملاً منطقی و حسابگرانه ببینیم روند خلاقیت مختل شده و درک و حل مسئله سخت‌تر. استعاره کمک می‌کند تا دید ما نسبت به همه‌چیز تازه و شفاف شود. در چنین حالتی آشفتگی ذهنی و بی‌قراری روحی به‌وضوح کاهش می‌یابد.

بنابراین استعاره یک دیدگاه و طرز تفکر است.

استعاره خلاقیت را تقویت می‌کند و باعث می‌شود تا خارج از جریان منطقی مغز برای مسائل راه‌حل پیدا کنیم. شکستن قوانین خشک و معمول با ساختن استعاره ممکن است و از این راه می‌توان انعطاف بیشتری داشت.

استعاره نوع تفکری است که اگر به زندگی، مسائل فردی، رابطه‌ها، کسب‌وکارها و… راه پیدا کند ایده‌های خلاقانه‌ای از دل آن بیرون می‌آید.

چند وقت پیش استعاره‌ای مربوط به یک سازمان را می‌خواندم که سعی می‌کنم برداشت خودم را از آن بنویسم:

فرض می‌کنیم یک سازمان یا یک شرکت تولیدی با مشکل مالی و هزینه‌های بالای تولید مواجه شده و به دنبال راه‌حلی برای کاهش هزینه است.

اولین چیزی که به ذهن می‌رسد شاید به‌کارگیری فناوری‌های جدید یا تجزیه‌وتحلیل فرایندهای تولیدی ناکارآمد باشد.

اگر استعاره‌ای برای آن بسازیم شاید بتوانیم راحت‌تر به این مشکل بپردازیم.

پس می‌توان کاهش هزینه‌های تولید را شبیه کاهش اضافه‌وزن بدانیم.

حالا می‌شود هر مرحله از اقدامات از دست دادن وزن اضافی را با اقدامات مربوط به کاهش هزینه تطبیق داد.

شناسایی مشکل:

*چاقی یا اضافه‌وزن

#افزایش هزینه‌های تولید

راه‌حل:

*کاهش کالری‌های دریافتی، ورزش، رژیم غذایی، مصرف آب بیشتر، پیوستن به باشگاه.

#کنترل جریان ورود و خروج محصولات، استفاده از مواد ارزان‌تر یا جایگزین، به اشتراک گذاشتن ایده‌ها و نظرات جدید.

به همین ترتیب می‌توان به ایده‌های جدید رسید و مشکلات را راحت‌تر حل کرد. درواقع استعاره واکنش ما به جهان و دیگران تغییر می‌دهد.

استعاره نشان می‌دهد که همیشه هم دودوتاچهارتا و تحلیل و منطق عددی راه گشا نیست.

روز اول که با استاد راهنمایم دربارۀ روند پایان‌نامه حرف می‌زدیم گفت: «پایان‌نامه مرده‌ای است روی دستان شما، هر چه سریع‌تر باید آن را دفن کنید وگرنه بوی آن بلند شده و انگشت‌نما می‌شوید»

شاید آن روزها با خودمان فکر می‌کردیم که این چه مثال مشمئزکننده‌ای بود، آن ‌هم برای یک کار پژوهشی.

بعدازآن هر بار که تذکر می‌گرفتیم برای کم‌کاری، به این صورت بود: «بوی مردۀ شما بلند شده»

این استعارۀ نه‌چندان خوشایند خودبه‌خود سرعت کار ما را بیشتر می‌کرد و ندایی بود این‌چنین: آهای بجنب که انگشت‌نما شدی.

جمله‌ای که اگر مانند مابقی تذکرها سخت و خشن بود شاید تأثیر چندانی نداشت.

 

تفکر استعاری چشم‌های ما را برای دیدن شباهت بین چیزهایی که شاید هیچ ربطی به هم نداشته باشند باز می‌کند. شاید لازم باشد همۀ ما بذر استعاره را در ذهن بکاریم و به پرورش آن بکوشیم.

شما برای مشکلاتتان چه استعاره‌ای می‌سازید؟


شاید دوست داشته باشید این مطلب را هم بخوانید:

چگونه از قدرت استعاره استفاده کنیم؟

کانال تلگرام چگونه شاعر شویم؟

در اینستاگرام با هم شعر بخوانیم

۳ نظر

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *