راهی برای درک بهتر شعر

 

 

این تمرین صرفاً تجربۀ شخصی من است و امکان دارد اساتید ادبیات با آن موافق نباشند اما از آن‌جاکه برای من نتیجۀ مثبتی در پی داشته تصمیم گرفتم آن را به اشتراک بگذارم.
اگر می‌خواهیم شعر را بهتر درک کنیم و با توجه به مفهوم آن راحت‌تر و روان‌تر بخوانیم، یعنی در شعرخوانی هم خودمان را تقویت کنیم که در پی آن صحبت کردن و مکالمات معمولی و روزانه‌مان هم جان می‌گیرد پیشنهاد من به نثر در آوردن شعر است. این تمرین را همه در دوران مدرسه انجام داده‌ایم و تا حدودی با آن آشنا هستیم. تکرار و مداومت در این کار باعث می‌شود با یک روخوانی سادۀ بعضی اشعار خیلی راحت به معنای آن‌ها پی‌ببریم.

در ابتدا تعریف ساده‌ای از شعر و نثر را با هم مرور می‌کنیم:

+شعر، در لغت به معنی دانش و فهم و ادراک است که چامه، سرود، سخن و چکامه نیز خوانده شده و در تعریف شعر گفته‌اند که: «کلامی است موزون و مقفی که دارای معنی باشد.» عنصر خیال در شعر پررنگ است.

+نثر، یعنی پراکنده. گونه‌ای از زبان است که تنها متکی به قواعد زبانی (قواعد واژگانی و قواعد نحوی) باشد و هیچ‌قاعدۀ دیگری از قبیل قواعد بیانی(تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه و فروع آنها)، قواعد بدیعی( صنایع و آرایه‌های ادبی منهای آنچه به حوزۀ صنایع بیان مربوط است) و قواعد موسیقیایی(آنچه موجب هم‌آوایی و هم‌آوازی در زبان شود، مانند وزن، قافیه، ردیف، واج‌آرایی، سجع و جناس) بر آن وارد نشود.

البته این دو تعاریف گسترده‌تر و پیچیده‌تری دارند که شاید در فرصتی دیگر به آن‌ها هم بپردازم فعلاً به همین تعاریف ساده اکتفا می‌کنم. اما نکتۀ قابل توجه این است که نثر لزوماً در مقابل شعر قرار نمی‌گیرد؛ یعنی نمی‌توانیم بگوییم اگر نوشته‌ای موزون و مقفی نباشد حتماً نثر است چرا که شعرهای سپید و نیمایی این تقابل را نقض می‌کنند. از طرفی در نثرهای ادبی هم ظرافت‌های شعری دیده می‌شود.
به هر صورت منظور من اینجا نثر ساده است.

با به نثر در آوردن شعر چندین دستاورد خواهیم داشت:

-نوعی تمرین نویسندگی است.

-آشنایی با واژگان جدید و پیدا کردن معانی آن‌ها برای به کار بردن در نثر، در نوشتن متون دیگر هم دست ما را باز می‌گذارد.

-پیاده کردن صنایع ادبی به کار رفته در شعر می‌تواند نوشتۀ ما را به یک نثر ادبی تبدیل کند و علاوه بر تسلط بر آرایه‌ها به فهم شعر نیز کمک بسیاری می‌کند.

-گاهی در شعر کلمه‌هایی به ضرورت شعری حذف می‌شوند. پیدا کردن آن‌ها و جای دادن در متن نثر چالش ذهنی زیبایی است.

-فکر می‌کنم هر شعری قبل از آن که موزون شود و روی کاغذ بیاید در ذهن شاعر قصه‌ای بوده به نثر. با نوشتن آن می‌توانیم به آنچه شاعر در ذهن داشته برسیم.

– وقتی شعر را برای خودمان در واقع معنی می‌کنیم و به نثر می‌نویسیم با مفهوم آن آشنا می‌شویم و برای روان خواندن آن هم دچار سردرگمی نخواهیم شد.

با شعر باید زندگی کرد تا خودش را نمایان کند.

 

نقش شعر در مسیر نویسندگی

۴ نظر

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *