زبان بی‌زبان فارسی

 

این روزها همه به دنبال مدیریت زمان هستیم و کاهش اتلاف وقت. در کمترین زمان ممکن غذا می‌خوریم، وقت کتاب خواندن نداریم، به دیدار یکدیگر نمی‌رویم و همیشه عجله داریم. در حال دویدنیم و به هیچ جایی هم نمی‌رسیم.
علاوه بر این بلای بی‌حوصلگی و تنبلی هم به جانمان افتاده و کم‌کم رسوخ کرده به نوشتنمان.

بله، نوشتنمان. ما حوصلۀ نوشتن یک کلمۀ کامل را نداریم چه برسد به سطرها و صفحه‌های بلند. قبول دارم که تلگرام و اینستاگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی ظهور کرده‌اند که راحت‌تر باشیم و بی‌دغدغه ارتباط برقرار کنیم.

وقت نداری، حوصله نداری و انگشتانت موقع تایپ خسته می‌شوند. درست. اما «به» چه گناهی کرده که آن را «ب» می‌نویسی؟ «که» چطور؟ این‌ها حرف اضافه هستند اما اضافی که نیستند.

“ب زهرا بگو ک بریم پارک”
هرچقدر هم گفتگوها دوستانه و قابل فهم باشد با این نوع نوشتن، اما چرا کلمات را سلاخی می‌کنیم؟

فارسی زبان رموکی است اما مغفول و مظلوم. از خیر غلط‌های املایی و انشایی گذشتیم اما به خاطر خودمان هم که شده کلمات را کامل بنویسیم.

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *