چرا خوشنویسی را انتخاب کردم؟

 

اولین بار که دست به قلم و مرکب شدم هشت ساله بودم که از سر کنجکاوی به نوشتن روی آوردم همان طور که سرکی به تئاتر و نقاشی و گلدوزی و مجسمه‌سازی و… کشیدم. اما بعد از چند ماه نوشتن را رها کردم و به کارهای دیگر پرداختم.

سال‌ها از آن روز گذشت و من دوباره بعد از گشت‌وگذار میان کارهای مختلف به سمت قلم و مرکب برگشتم.

خوشنویسی هنر تنهایی است. جایی که می‌توانی ورای قواعد سخت و دست‌وپا گیرش تمام احساس خود را در مرکب، این سیاهِ متاکم، جاری کنی.

لذت بردن در تنهایی با صدای صریر قلم و گردش بی‌قرار مرکب. جایی که می‌توانی گوشه‌ای بنشینی و مدام قلم را روی کاغذ برقصانی.

برای من که همیشه کارهای گروهی را دوست داشتم خوشنویسی مجالی بود برای پر کردن تنهایی‌ها و رهایی از رنجِ دوران. از آنجایی که نوشتن با قلم قاعده و اصول خاصی دارد سروکله زدن و آزمون و خطای ترکیب و همجواری حروف را به شدت دوست دارم. که آنقدر همه چیز را امتحان کنی تا در نهایت چیزی بشود که در ذهن داشته‎ای.

آدم را صبور می‌کند و طبع را بلند.

بهتر از آن انتخاب شعر و متن است. گزینش شعرهایی که هم تو را جان می‌دهد و هم بیننده را.

البته که این دوره بودن کنار استاد خوب و هم‌گروهی‌های پرانرژی انگیزه‌ام را برای ادامه دادن بیشتر و بیشتر می‌کرد.

برای لذت بردن از خوشنویسی نیازی نیست حتما بنویسیم. دیدن خط خوش هم به اندازه کافی لذت‌بخش و شادکننده است.

 

۲ نظر

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *