مرد جن‌زده

 

مهدی اخوان ثالث (م.امید) را همه با شعرهای حماسی و پرصلابت می‌شناسیم. با ترکیباتی نو و بدیع. در شعرهایش با همان سنگینی و تندی که دارد از استعاره و نماد و سایر صنعت‌های ادبی به زیبایی و به‌جا استاده کرده است.

“جامه‌اش شولای عریانی است” و ” داستان از میوه‌های سر به گردون‌سای اینک خفته در تابوتِ پستِ خاک می‌گوید” در باغ بی‌برگی، یا ” از تهی سرشار” و سایر اشعاری که با آن آشنا هستیم.

اما کمتر کسی از اخوان نثر یا داستان خوانده است.

“درخت پیر و جنگل” و “مرد جن‌زده”، دو مجموعه داستان است که از اخوان به جای مانده.

“مردِ جن‌زده” را چندسال پیش در میان کتاب‌های قدیمی پدرم پیدا کردم و فقط ورق زدم اما همین چند وقت پیش آن را کامل خواندم.

هر چند نثر اخوان را نمی‌توان با شعر او مقایسه کرد از جهت قوّت و ضعف که قطعاً در شعر تواناتر است. اما در این مجموعه نیز می‌توان زبان نو و گیرای اخوان را حس کرد. پر از ترکیبات و اصطلاحات زیبا و بدیع که کمتر جایی خوانده یا شنیده‌ام.

کتاب متشکل از سه داستان کوتاه است که بلندترین و اصلی‌ترینِ آن “مرد جن زده” است.

قصۀ مردی که یک روز می‌بیند نه می‌تواند مثل بقیه حرف بزند و نه می‌تواند حرف‌های آن‌ها را بشنود و بفهمد و از پسِ این، ماجراهایی برای او اتفاق می‌افتد.

اخوان که اغلب در شعرهایش مسائل اجتماعی و زندگی مردم را به تصویر می‌کشد در این قصه‌ها نیز به همین امر از زاویه‌ای دیگر پرداخته است.

مجموعه مردجن‌زده را انتشارات زمستان چاپ کرده.

“درخت پیر و جنگل” و “مرد جن‌زده” در یک جلد نیز چاپ شده‌اند.

از متن کتاب:

“بله. خودکشی آسان است، اما دلیرانه و غیرتمندانه نیست. خودکشی برعکس ظاهرش هیچ‌گاه نمی‌تواند دلیرانه باشد، حالا غیرت و غیرتمندی هیچ…”

۷ نظر

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *