دسته: دوست

عضویت در انجمن شاعران مرده

آیا شاعران مُرده در بهشت جای دارند. در جایی بهتر از زمینی که انسان در آن زندگی می‌کند؟ -جان کیتس   توی گوشی‌ام نوشته بودم «انجمن شاعران مرده». آخرین عنوان از لیستی که باید می‌خریدم و می‌خواندم؛ اما وقتی روز تولدم کتاب را هدیه گرفتم فهرست برعکس شد و شروع کردم به خواندن کتابی که […]

بهترین راه نجات

هر دوی ما وبلاگ می‌نوشتیم آن زمان، سال ۸۷ بود و من چند سالی میشد که یک وبلاگ شلوغ پلوغ داشتم و او را نمی‌دانم. دوستی ما تازه شکل گرفته بود و با هم زیاد حرف می‌زدیم از هر دری. علایق مشترک و آرزوهای ناهمخون و همین ماجرای وبلاگ ما را هر روز به هم […]

داستان دوست

زمین که لرزید به چشم به هم زدنی تمام داشته‌ها و نداشته‌هایم جلوی چشمم رژه رفتند و به همراهِ زمین، دلم هم به لرزه افتاد. همۀ ما از شکرگزاری برای داشته‌ها و موفقیت‌ها و هر چه که ما را خشنود می‌کند گفته و شنیده‌ایم. می‌دانیم که داشتنِ دوست خوب نعمت است و باید قدردان آن […]

در مدرسۀ نویسندگی چه می‌گذرد؟

مدرسۀ نویسندگی به همت شاهین کلانتری راه اندازی شد. از آنجا که شاهد روند شکل‌گیری و به بار نشستن آن بودم می‌دانم که دنیایی از ذوق و هیجان به همراه ایده‌های ناب پشت این مدرسۀ کوچک است و همین‌هاست که مرا شگفت‌زده می‌کند. همراهی با کلاس‌های قدرت نویسندگی دلم را به دوره های آنلاین گرم‌تر […]

نجات رابطه از جمود

همیشه با خودم فکر می‌کردم رابطه‌ها متر و معیاری ندارند. همین که دو طرف از هم توقعی نداشته باشند، البته انتظارات خارج از چهارچوب، کافی است و دوستی‌ها به این شکل می‌توانند تا ابد پایدار و جاری بمانند. مدتی است به شکل دوستی‌های خودم نگاه می‌کنم و هر کدام که برایم ارزشمند است را از […]

پرنده، آسمان و عشق

  قبلاً نوشته بودم که اهل دیدنِ فیلم نیستم مگر آنکه دوستی کاربلد آن را معرفی کند (+). دلیل ساده‌ای دارد من نمی‌توانم دو ساعت متوالی یک جا بنشینم. همین. امروز به پیشنهاد کسی که به درستیِ کارش اعتماد دارم «On the Milky Road» (روی راه شیری) را دیدم، یک درام عاشقانه با رگه‌هایی از […]

مادرم آب و آینه و قرآن در دست

  بحث از کجا شروع شد؟ از نهاد و مسند. اختلاف نظری که هنوز هم بعد از دوازده سال ادامه دارد ولی همین جدل، رفاقتی را ساخت که هر روز عمیق‌تر و زیباتر می‌شود. کلاس اول دبیرستان دبیر ادبیاتی داشتم که همان روزهای آغازین سال تحصیلی از سوال‌های من کلافه شد. من دانش‌آموزی به شدت […]

برای شاهین کلانتری، مرد کلمه‌ها

  یک هفته از همایش متمم گذشته و تقریباً تب و تاب آن خوابیده است. امروز بعد از گذشت این روزها و دیدن بازخوردها تصمیم گرفتم چند خطی برای شاهین بنویسم که عاشق کلمه­هاست. کلمه­ها و عددها. علاقۀ او به واژه­ها آدم را سر ذوق می­آورد. گاهی وقتی حرف می­زند می­بینم از دهانش و گوش­هایش […]