دسته: دل‌نوشته

جهان بدون ادبیات

  من از جهان بدون ادبیات می‌ترسم. جهانی بدون شعر، بدون غزل، بدون عشق و بدون راز. جهان مطلق، پر آشوب و پر از خشم. جهانی بی‌نیاز از اشک و خاطره. آن‌جا که کلمه‌ای نباشد تا عاشقانه‌ها سطر شوند‌، نامه شوند، شعر و غزل شوند و سوی یار روانه. بدون ادبیات کجای فلسفه، ریاضی، منطق […]

کلاف سردرگم زندگی

  انگشت‌های بلند و کشیده‌اش تند و تند حرکت می‌کرد و نخ‌های کامواییِ رنگی دور آن‌ها می‌چرخید. ساعت‌ها زل می‌زدم به آن دست‌ها که خسته نمی‌شدند از بافتن، آنقدر که چشم‌های من بی‌رمق می‌شد و به خواب می‌رفت. کلاف‌های گِرد روی زمین قِل می‌خوردند و هی کوچک‌تر می‌شدند تا من مشق‌هایم را که مانده بود […]

جای خالی نامه‌ها

پیش­نوشت: تقریباً تمام آن­هایی که مرا می­شناسند از علاقه­ام به نامه­نگاری باخبرند. نامۀ زیر که “سهراب سپهری” خطاب به دوستش نوشته را، دوستی که از عشق من به نامه­ها با خبر است برایم فرستاده. دوست داشتم این حالِ خوش را به اشتراک بگذارم. اصل مطلب: نازی «…دارم نگاه می­کنم، و چیزها در من می­روید. در […]

حافظ درمانی

  مهر ماه سال گذشته  ماجرایی ذهنم را به شدت مشغول کرده بود و هر چه تلاش می­کردم به نتیجه نمی‌رسیدم. با حالت استیصال شدید حافظ را باز کردم و گفت “هان مشو نومید چون واقف نه­ای از سِر غیب” این شعر تمام روزم را ساخت و حالم را خوب کرد. اما امروز بعد از مدت­ها […]

اندر مصائب استراحت مطلق

  برای من که هیچ­وقت آرام و قرار ندارم و نمی­توانم مدت زمان طولانی یک ­جا بنشینم استراحتِ مطلق و یکجا‌نشینی یعنی کابوس. اما این دوره که به خاطر ضربه به پا و آسیب‌های ناشی از آن به اجبار مدتی است ساکن و گوشه‌نشین شده‌ام سعی کردم از زاویۀ دیگری به این قضیه نگاه کنم. […]

سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل

  هانیۀ عزیزم به تو گفتم شعر بخوان چرا که شعر ما را عمیق و لطیف می‌کند و احساساتمان را پرورش می‌دهد. شعر بخوان حتی حفظ کن. این کار حافظۀ ما را تقویت می‌کند و اعتماد به نفس ما را افزایش می‌دهد. شعر خواندن باعث لطافت اندیشه و تفکر و بالا رفتن دقت می‌شود. دامنه […]

دوازده سالگی

  هانیه عزیزم می‌دانم که این نوشته را هرگز نخواهی خواند و حتما زمانی که من تق و تق انگشتانم را به دکمه‌های کیبورد می‌زنم تا از نگرانی‌هایم بنویسم تو یا خوابیده‌ای، یا گوشه‌ای داری آنلاین فیلم می‌بینی یا دست‌هایت را زیر چانه‌ات زدی و به نقطه‌ای دور خیره شدی. این روزها مدام به تو […]