دسته: کتاب و کتابخوانی

از ماهی و جفتش تا ابراهیم گلستان

داستان «ماهی و جفتش» را چند سال پیش خوانده بودم و حتی بارها صدایم را ضبط کردم و به قصه گوش دادم. اما برای خودم هم عجیب است با این کنجکاوی عجیب و غریبی که دارم چرا به دنبال اسم نویسنده نبودم. تا اینکه بعد از مدت‌ها «مدّ و مه» را خواندم و بعد «نامه

تاکسی خوانی

  عجله نداشتم و ترافیک کلافه­ام نکرده بود. از ایستگاه مترو حقانی به سمت میدان ونک می­رفتیم و در همین مسیر کوتاه ترافیک عجیب و غریبی را تجربه کردم. راننده ناراحت بود و با لهجه خیلی شیرین کردی غر می­زد. کتاب “شیب” ست گادین و “هشت داستان” ابراهیم گلستان توی کیفم بود. برای اینکه به

کتاب ۱۰۰ صفحه‌ای بخوانیم

    گاهی که از کتاب نخواندن کلافه می­شوم، مثل این روزها، یا گاهی که چیزی ذهن مرا مشغول کرده و نمی­توانم تمرکز کنم، باز هم مثل این روزها، یک کتاب را انتخاب می­کنم و طی چند ساعت آن را تا آخر می­خوانم. در این مواقع معمولاً رمان­های صد صفحه­ای برای من گزینۀ مناسبی است.

مرد جن‌زده

  مهدی اخوان ثالث (م.امید) را همه با شعرهای حماسی و پرصلابت می‌شناسیم. با ترکیباتی نو و بدیع. در شعرهایش با همان سنگینی و تندی که دارد از استعاره و نماد و سایر صنعت‌های ادبی به زیبایی و به‌جا استاده کرده است. “جامه‌اش شولای عریانی است” و ” داستان از میوه‌های سر به گردون‌سای اینک