دسته: کتاب و کتابخوانی

با آدم‌های منفی چه‌کار کنیم؟

توی زندگی شما چند نفر هستند که مثل شخصیت کارتونی سفرهای گالیور مدام تکرار می‌کنند: «من می‌دونم نمیشه؟» وقتی تصمیم می‌گیریم رؤیاهای خودمان را دنبال کنیم همیشه هستند کسانی که آن‌ها را تنزل دهند و ارزششان را کم کنند. حقیقت غم‌انگیزی که برای همۀ ما اتفاق می‌افتد. بااینکه این افراد سعی دارند، خواسته یا ناخواسته،

قدرت یادگیری دائمی

گاهی خیلی از ما بعد از تمام شدن درس و دانشگاه، مدرکمان را دست می‌گیریم و گوشه‌ای می‌نشینیم به امید یک کار درست‌ودرمان. فکر می‌کنیم دیگر هر چه بود در همان سال‌ها تمام شد. اگر بخواهیم متناسب با رشته‌ای که در آن تحصیل کرده‌ایم کار کنیم، بازهم آنچه در دانشگاه به ما یاد می‌دهند کافی

۸ نکته برای فضاسازی در نوشته

«پنجره را باز کردم اما به هر چه نگاه می‌کردم چیزی نمی‌دیدم. سرما به پهلوهام چنگ زده بود و دندان‌هام را قفل کرده بود. صدای گاه و بی گاه سگ‌ها هیچ معنایی در آن تاریکی نداشت. گاهی سرفه‌ای می‌کردند، اعتراضی هم نداشتند. گویی بخشی از زندگی است؛ مثل نفس کشیدن، لاییدن، گریستن. درخت‌ها از سی

از سرعت خود بکاهید

«همین‌که شروع کرد به خواندن به دنبال معنی کلمۀ مجبول دست به دامن واژه‌یاب شد. دو خط بعد لینک مطلب قبلی را دید و روی آن کلیک کرد. تا به خودش آمد انبوهی از صفحه‌های مختلف را دید که سلسه‌وار باز شده‌اند و میان آن‌ها به دنبال منبع اصلی می‌گشت و وقتی آن را پیدا

چگونه جهان‌بینی خودمان را گسترش دهیم؟

  جهان‌بینی مجموعه‌ای از باورها و ارزش‌ها و نگرش‌هایی است که روی افکار و احساسات و فعالیت‌های ما اثر می‌گذارد؛ اما آیا جهان‌بینی انعطاف‌پذیر و قابل‌تغییر است؟ کودکی و نوجوانی من در شهری کوچک گذشت که در آن همه یک‌جور روزگار می‌گذراندند. هدف، باور، لهجه و سبک زندگی شبیه هم بود. کتاب‌هایی که می‌خواندم و

آیا ادبیات آینۀ جامعه است؟

فکر می‌کنم ادبیات تصویری واضح و ملموس از الگوهای تفکر و هنجارهای اجتماعی حاکم بر جامعه است. هر نویسنده متناسب با زمان و محیطی که در آن می‌زیسته نوع زندگی و فرهنگ و اعتقادات مردم را با کلمات به تصویر کشیده. رمان، شعر، نمایشنامه و سایر بخش‌های ادبی علاوه بر اینکه منعکس‌کنندۀ مسائل اجتماعی هستند

عضویت در انجمن شاعران مرده

آیا شاعران مُرده در بهشت جای دارند. در جایی بهتر از زمینی که انسان در آن زندگی می‌کند؟ -جان کیتس   توی گوشی‌ام نوشته بودم «انجمن شاعران مرده». آخرین عنوان از لیستی که باید می‌خریدم و می‌خواندم؛ اما وقتی روز تولدم کتاب را هدیه گرفتم فهرست برعکس شد و شروع کردم به خواندن کتابی که

ادبیات چگونه به کسب‌وکار کمک می‌کند؟

  کلاس فارسی عمومی دانشگاه بی‌رمق‌ترین و ساکت‌ترین کلاس بود و تقریباً همۀ بچه‌ها می‌خوابیدند. با اکراه می‌آمدند و با شوق می‌رفتند. اما استاد با شور و هیجان زیاد درس می‌داد. حتی خروپف آن‌هایی که کتیبۀ اخوان برایشان حکم لالایی داشت هم او را از تک و تا نمی‌انداخت. یک روز صدای بچه‌ها به خاطر

۵ دلیل برای استفاده از گفتگو در داستان

امروز شروع به خواندن «تماماً مخصوص» عباس معروفی کردم. داستان این‌طوری شروع می‌شود: آندریاس آوه ناریوس به من گفت: «تو این‌جوری نبودی عباس! باور نمی‌کنم که این تو باشی.» به‌این‌ترتیب در خلال گفتگوی آندریاس و عباس شخصیت‌های قصه معرفی می‌شوند و روند آن شکل می‌گیرد. این سبک نوشتاری مرا که قصد داشتم فقط چند صفحه

به ساعت‌ها بگو بخوابند

  امروز که مشغول تنظیم کارها و برنامه‌هایم بودم متوجه شدم از وقتی به ساعت نگاه نمی‌کنم روزهایم با استرس و فشار کمتری می‌گذرد. نمی‌گویم بهره‌وری و کارایی فوق‌العاده‌ای دارم یا نگاه کردن به ساعت خیلی کار خاص و ویژه‌ای است. یک روزهایی از اینکه تا صبح بیدارم ناراحت و نگران بودم و مدام خودم